Friday, October 08, 2004

مدتی است تمرین می کنم. مدتی است تمرین می کنم تا ننویسم! فکر کردن ، همانقدر که نوشتن ، مشکل است.

گاهی هم باید به خودمان نهیب بزنیم و برای ارزشهایی که در بوق کرده ایم فکر کنیم. فکر کنیم و بیشتر ببینیم. امروز برایم کوتاه و ساده نگاه کردن کار بیهوده ای ست. بیهوده قرار گرفتن در سطح! سطحی که دوستانم (متاسفانه) آن را همراهی با آدمهای عامی تعبیر می نمایند و به خاطر آن درباره ی هر مسئله ای ولو مهم یا بی ارزش از روی شکم سیری چند خطی هم قلمی می نمایند. حضورشان مستدام- لیکن این نوشته ها راضیم نمی کند- امروز اگر نمی نویسم یکی از دلایلش پرهیز از سطحی زدگی و هر چه پیش آمد گویی است (مثل اینکه کلمه ی تازه هم اخترع کردم«هر چه پیش آمد گویی») ولی امروز دغدغه هایم تمام نشده است. اگر نمی نویسم به خاطر این است که دغدغه هایم رنگ تازه تری به خود گرفته است. چند روزی در تدارک گرفتن اسلاید از آثار به نمایش درآمده در جشنواره ی ادبیات جهانی کودک در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب بودم. نمایشگاهها و نشست های بسیار خوبی که نتوانستم به اکثر آنها برسم اما کمی اسلاید و عکس گرفتم. البته تصاویری که از برنامه ی کانون گذاشته ام مربوط می شود به زحمات دوست عزیزم جناب جوادی در روابط عمومی کانون که در این چند روز با دوربین دیجیتال گرفته اند.