دنیایی به نام وزنیاک

امروزه برای نقد زیبایی شناسی آثار هنری دقت زیادی را باید صرف کرد. حتی آن را نادیده گرفت. اتفاقات بصری و یا هر چیز دیگری بهانه ای برای خلق آثار هنری می گردد. چطور می توان نقاشی یک کودک را با آثار بزرگان نقاشی مرتبط دانست، بی مدد نگاه نقادانه ی گذشتگانی که سعی وافری برای اصلاح نظرات منتقدان نمودند. پل کلی و نسل بعد از او ارزش زیادی روی زیبایی شناسی نقاشی های ناخوداگاه و ذهنی قائل شدند. آنها ضمیر ناخوداگانه و ارزش زیبایی را در نقاشی های بی پروای کودکان می جستند. می گویند پیکاسو در کودکی چون بزرگان نقاشی می کرد( او مانند روبنس توانا بود) و درپنجاه سالگی چون کودکان نقاشی می کرد. این نگاه ما را با ویژگیهای تصویری کودک بیشتردرگیر و حساس می کند.
«وزنیاک» کاریکاتوریست و تصویرگر لهستانی الاصل ساکن پاریس جزو آن نسل از طراحانی است که گرایش به طراحی های ناخوداگاهانه، روح عجیبی را در آثارش ایجاد نموده است. جسورانه خط می کشد و بی پروا بدان می پردازد. ولی آن چیزی که درآثار وی خودنمایی می کند تاثیر شگرف طراحی های بداهه و سیال است. رنگ نیز از این قائده مستثناء نیست و هم تیپ و هم شکل طراحی است.

